

ترومبوفیلیا بیان کننده استعداد فرد به ترومبوز می باشد. این افزایش استعداد ،می تواند ناشی از نقص هایی در سیستم انعقاد ، فیبرینولیز یا تجمع پلاکتها یا آسیب به اندوتلیوم عروق باشد. حدود٪40 موارد ترومبوفیلی با زمینه ی ارثی می باشد. ترومبوفیلیایی ارثی به دلیل ایجاد ترومبوز در سیستم گردش خون جفت ورحم وکاهش پرفوزیون می تواند در اوایل یا در اواخر حاملگی موجب سقط گردد . پاره ای از مشکلات حاملگی از قبیل عدم رشد و یا تاخیر رشد جنین، Placental Abruptio به همراه پره اکلامپسی را می توان به جریان خون غیر عادی جفت نسبت داد. در حدود ٪30از موارد ومشکلات بالینی حاملگی با زمینه ژنتیکی ترومبوفیلیا همراه است، هرچند که حاملگی نافرجام غالباً ناشی از مشکلات ترومبوفیلی مادر می باشد ولی ترومبوفیلی جنین ناشی از به ارث رسیدن عوامل ترومبوفیلیک از پدر ومادر را نیز نمی بایستی از نظر دور داشت. یک حاملگی موفق شامل تعادل بین پلی مریزاسیون فیبرین مورد نیاز جهت تثبیت صفحه ی پایه ی جفت از یک طرف وجلوگیری از رسوب مازاد فیبرین در عروق جفت و فضای بین پرزهاIntravillus Space میباشد .
تعادل بین سیستم انعقاد وفیبرینولیز به عنوان عامل تضمین کننده انجام حاملگی ولانه گزینی ابتدایی جنین ،اجتناب ناپذیر است. اختلالات انعقادی که در حاملگی وتولید مثل موثر هستند عبارتند از:موتاسیون فاکتور پنج لیدن(FVL)، فاکتور دو
(FII,Prothrombin G20210A)،فاکتور سیزده(FXIII) .
موتاسیونهایی از FVLکه در این مساله بیشتر دخیلند،عبارتند از جابجایی نوکلئوتید گوانین به جای آدنین در موقعیت 1691(G1691A)،(R2)H1299R، Y1702C .
از این میان FVL و (Prothrombhn G20210A) FII ،به میزان دو برا بر در زنان مشکوک به سقط در اواخر حاملگی مشاهده می گردد .
مکانیسم سقط در این مورد ناشی از تشکیل ترومبین می باشد . چنانکه می دانیم ترومبین موجب تبدیل فیبرینوژن به فیبرین می گردد .
فیبرینوژن یک پروتئینی با 3 زنجیره ی پلی پپتیدی می باشد . وجود یک موتاسیون در زنجیره ی β(-455G1A )با استعداد افزایش به ترومبوز همراه می باشد .رشته های فیبرین تحت اثر FXIII،اتصالات متقاطعی را ما بین پلی مرهای خود ایجاد می نماید که موجب پایدار شدن آنها می گردد . در ژن FXIII یک نوع پلی مورفیسم به صورت جایگزینی لوسین به جای والین در نوکلئوتید 34 وجود دارد .
افرادی که برای این جایگزینی ، موتانت به صورت هموزیگوت می باشند ، از ضریب خطر بالایی برای سقط های عادتی برخوردار خواهند بود .نقص در سیستم فیبرینولیز نیز به عنوان یکی دیگر از عوامل تسریع کننده ترومبوز محسوب می گردد . اصلی ترین عامل در این رابطه افزایش سطحPlasminogen Activator Inhibitor می باشد . این ماده تحت تاثیر انسولین القاﺀ گردیده ومیزان آن در بیماران مبتلا به تخمدانهای پلی کیستیک بالا بوده وهمچنین با مقاومت انسولین رابطه دارد . مشکلات انعقادی حاصل از افزایش PAI-I ممکن است موجب اختلالات در جریان گردش خون در رحم گردیده ولذا نقشی در سقط در افراد مبتلا به تخمدان پلی کیستیک دارد .
این مساله به صورت اختلال ژنتیک در بالا دست ژن کد کننده پروتئین به صورت حذف یا اضافه شدن نوکلئوتید گوانین بوده که در این میان فرمهای پلی مورفیک 5G/5G,4G/5G,4G/4G را به همراه دارد . فرمهای 4G/4G,4G/5G با افزایش سطح PAI-I همراه است .
از دیگر عوامل مستعد کننده ترومبوز ،افزایش تجمع پلاکتی وآسیبهای اندوتلیوم عروق می باشد.
فاکتورپلاکتی انسانی(Human Platelets Activators-1:HPA-I) بخشی از عامل ایجاد مجمع پلاکتی می باشد. این پروتئین از گروه پروتئینهای خانواده ی اینتگرین ها می باشد . ژنβ3 از این خانواده، گلیکو پروتئینی به نام گلیکو پروتئین (GpIIIa)IIIa را کد می کند که خود بخشی از کمپلکس GpIIb/GpIIIaبوده وبعد از فعال شدن با فیبرینوژن مکیان کنش داده ونهایتاً موجب تجمع پلاکتی می گردد .
سه فرم مختلف از این گلیکو پروتئین شناخته شده است (PLA-1,PLA-2) بررسی ها نشان می دهد که فرم A2 این گلیکوپروتئین در ایجاد حالت ترومبوز از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد. آسیب های اندوتلیال که منجر به ایجاد ترومبوز می گردد، می تواند ناشی از آنتی فسفو لیپید ،آنتی بادی و هیپر هموسیستئین امیا باشد وآنزیمMethylen tetra hydrofolte reductase) ( MTHFR واکنش متیلاسیون هموسیستئین (Remethylation) به متیونین را به عهده دارد. موتاسیونهای متعددی در ژن MTHFR ، نظیر موتاسیون در نوکلئوتید 667(C667T)ویا 1298(A1298C) موجب ایجاد هیپر هموسیستئین امیا از طریق کاهش فعالیت آنزیم می گردد . ازدیاد
همو سیستئین یا هیپر هموسیستئین امیا به عنوان یک فاکتور خطی برای هر دو نوع آمبولیهای شریانی و وریدی محسوب می گردد. افرادی که برای ژنهای MTHFR ، هموزیگوت می باشند از خطر بیشتری در ایجاد ترومبوز واختلالات مر تبط با حاملگی برخوردار هستند . توام شدن این موتاسیون با موتاسیونهای دیگر ،خطر سقط در مراحل اولیه ویا ماههای دیگر جنینی را بالا می برد.
*کاربرد تست
کلیه افراد با سابقه ی ترومبوز ویا کلیه ی زنانی که سابقه ی سقط جنین یا مرگ جنین ،پره اکلامپسی شدید ،Placenta abruptio ویا تاثیر در رشد جنینی می باشد ،
می بایستی ار نظر فاکتور های خطر ترومبوفیلیک کنترل گردند .
*روش شناسایی
پانل ترومبوفیلیک شامل بررسی موتاسیونهای زیر می باشد :
Factor V y1702
Factor V G1691A
Factor V H1299R
Factor II: Prothrombin G20210A
β fibrinogen -455G>A
Factor XIII V34L
PAI-I 4G/5G
HPA-I(Human Platelet Glycoprotein)
MTHFR C667T
MTHFR A1298C
موتاسیونهای فوق به روش PCR وپروب های DNA والکتروفورز بر پایه ی آگارز شناسایی می شوند .
*گزارش
نتایج به صورت Homozygote ,Heterozygote , Normal گزارش
می شوند .
* جناب آقای دکتر شهرام سمیعی